تغییر هر وضعیت پایداری، حتی با اشکالات ریز و درشت، دلهره آور و گاهی ملال انگیز است. به همین جهت اصلاح اشکلاتِ وضع پایدار، ما را در مسیر مطلوب شدن اوضاع قرار می دهد. اما اگر میان قدرت غالب در وضع پایدار تحمل نقد و تحلیل و اصلاح وجود نداشته باشد، وضع موجود، متصلب، ایستا و غیر قابل تحمل می گردد. هنگامی که بخش زیادی از اشکالات پدید آیند و اصلاح نشوند، وضع موجود در مرحله فساد و اضمحلال قرار می گیرد. و دقیقا در این زمان است که مبارزه برای اصلاح، به مبارزه برای انقلاب تبدیل و اراده تغییر وضع پایدار، بر هر دلهره و ملالی مستولی می شود. اما نکته مهم اینجاست که در رفتار انقلابی که هیجان و شور و تکاپو وجود دارد، انقلابی باید در وضعیتی آرام به جایگزین یا روند جایگزینی وضع موجود بپردازد. اینکه پس از انقلاب چه وضعیت پایداری حاکم خواهد شد و چه نواقصی دارد. اینجاست که انقلابی باید متفکر شود وگرنه انقلاب حتی در صورت پیروزی تداوم وضع پیشین است و اگر پس از انقلاب نیز انقلابی، خود نخستین منتقد و اصلاح گر نباشد، وضع پایدار جدید به مرور متصلب و غیر قابل تحمل خواهد شد و اینجاست که نوستالژی بروز و ظهور می یابد
برچسب:
نویسنده: یوسف قنبریپور
تاريخ: دوشنبه
2 اسفند
1395 ساعت: 15:33